سکوت عشق
عاشقانه ها
گاه گاهی دل من میگیرد بیشتر، وقت غروب. آن زمانی که خدا نیز پر از تنهاییست و اذان در پیش است... من وضو خواهم ساخت، از خدا خواهم خواست که تو تنها نشوی ودلت پر ز خوشی های دمادم باشد. کوله بارم بر دوش... سفری می باید، سفری بی همراه... گم شدن تا ته تنهایی محض سازکم با من گفت: هرکجا لرزیدی، ازسفر ترسیدی تو بگو از ته دل، من خدا را دارم. من و سازم چندیست، که فقط با اوییم... آدم های ساده را دوست دارم! همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند. همان ها که برای همه لبخند دارند. همان ها که همیشه هستند، برای همه هستند. باید آدم های ساده را مثل یک تابلوی نقاشی، ساعت ها تماشا کرد عمرشان کوتاه است! بس که هر کسی از راه می رسد یا ازشان سوء استفاده می کند، یا زمینشان می زند یا درس ساده بودن بهشان می دهد آدم های ساده را دوست دارم بوی ناب "آدم"می دهند دعا کردم که ببارد و لب تشنه سیراب شود اما از آسمان دلم تگرگ بارید و کوزه شکست. باز باران با ترانه، مي خورد بر بام خانه يادم آمد كربلا را دشت پر شور و بلا را گردش يك ظهر غمگين گرم و خونين لرزش طفلان نالان زير تيغ و نيزه ها را... با صداي گريه هاي كودكانه، وندرين صحراي سوزان مي دود طفلي سه ساله پرزنانه... دلشكسته... پاي خسته... باز باران قطره قطره، مي چكد از چوب محمل آخ باران... كي بباري بر لب عطشان ياران تر كنند از آن گلو را... آه باران... آه باران. هر وقت نا امید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی هر وقت پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه هر وقت خواستی بشکنی به یاد بیار کسی رو که توی دلت کلبه ساخته... هنوز هستم و از رو نمی رود نفسم کسي مي گويد: سر خود بالا کن، به بلندا بنگر. به بلنداي عظيم، به افق هاي پر از نور اميد و خودت خواهي ديد و خودت خواهي يافت خانه ي دوست کجاست... خانه دوست در آن عرش خداست خانه ي دوست در آن قلب پر از نور خداست و فقط دوست، خداست. شب و روزت همه بیدار که آید، شاید شاید ای دل که مسیحا نفست آمد و رفت کور شد دیده بر این کوره ره شایدها








| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |







